محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
10
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كشم نقشى از كلك گوهر فشان * بر اين لوح فيروزهء زرنشان كه تا هست نقشى از اين كارگاه * بود نقش من زيب اين بارگاه كنم آنچنان صورتى را نگار * كه بعد از من ، از من بود يادگار الهى تو اين صورتى را كه من * دهم زينت و زيورش از سخن ز نقص و خلل دامنش دور دار * جمالش ز اغيار مستور دار به خوبيش مشهور كن در جهان * بده شهرت خوبيش آنچنان كه ذكرش بود نقل هر محفلى * مگر بشنود گوش صاحبدلى توقع از مكارم اخلاق و مراسم اشفاق ناظران بصير و سامعان خبير آنكه ، چون اين نسخه را قابل مطالعه و لايق ملاحظه دانسته به نظر فيض گستر در آورند ، اگر بر سهوى يا قصورى لفظا و معنا اطلاع يابند مساهله نفرمايند و از روى مسامحت به تغيير بيانى يا تفسير بنانى اصلاح نمايند ، لان السهو من الانسان كالطبيعة الثانيه . بر طبع سليم و ذهن مستقيم واقفان اسلوب كلام و ناظمان جواهر نظم درر - انتظام مخفى و مستور نماند كه مؤلف اين سواد ، و محرر اين نسخهء سويدا مداد ، درين مجموعهء مراد ، دو امر خير لازم التزام نموده كه مختار هيچيك از صاحبان فن تاريخ نبوده و نيست . اما امر اول آنكه مطلقا شعر غير ، در طى عبارت اين كتاب مندرج نسازد و در هر مقام كه به جهت زيب و زينت كلام به نظم احتياج افتد ، بالتفات نظم ديگرى از يك بيت يا بيشتر نپردازد الا يك بيت از آئينهء سكندرى امير خسرو كه به جهت مناسبت مقام بطريق تضمين درين ديباچه صورت ترقيم يافته . و اما امر ثانى ، مؤلف ناظم از بحور مختلفه احتراز كرده لازم دانسته كه هر نظمى كه واقع شود مجموع در يك بحر باشد سوى سه رباعى كه در مفتح « 1 » كتاب
--> ( 1 ) - م : مفتتح .